الفيض الكاشاني

291

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شتاب آن را به سوى خود مشاهد كند تلاش خود را در طلب دنيا دشمن خواهد داشت « 1 » . » از امام باقر عليه السّلام روايت است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند : كدام يك از مؤمنان زيركتر است ، فرمود : « آن كه بيشتر از همه مرگ را ياد كند و آمادگىاش براى آن شديدتر باشد « 2 » . » در مصباح الّشريعه « 3 » از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرموده است : « ياد مرگ شهوتها را در نفس مىميراند ، و ريشه‌هاى غفلت را قطع مىكند ، و دل را به وعده‌هاى خدا قوت مىدهد ، طبع را رقّت مىبخشد ، خواهشهاى بزرگ نفسانى را در هم مىشكند ، آتش حرص را خاموش مىكند و دنيا را پست و حقير مىگرداند . » اين معناى گفتار پيامبر است كه فرموده است : « يك ساعت تفكر بهتر از يك ساعت عبادت است » ؛ ليكن اين زمانى محقق مىشود كه آدمى رشتهء علايق خود را به دنيا سست و پيوند خود را با آخرت محكم كند ، چه نزول رحمت الهى بر چنين كسى كه پيوسته در ياد مرگ است قطع نخواهد شد . و كسى كه از مرگ و بيچارگى و ناتوانى سخت خود در برابر آن ، و طول اقامت در قبر ، و سرگردانى در قيامت عبرت نگيرد خيرى در او نيست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « ويران كننده لذتها را زياد ياد كنيد » ؛ عرض كردند : اى پيامبر خدا ! آن چيست ؟ فرمود : « آن مرگ است ، هيچ بنده‌اى براستى آن را ياد نمىكند جز اين كه اگر در فراخى است دنيا بر او تنگ و اگر در شدت و سختى است دنيا بر او فراخ مىشود . » مرگ نخستين منزلگاه از منازل آخرت و آخرين منزل از منازل دنياست ؛ خوشا به حال آن كه به هنگام فرود آمدن در نخستين منزلگاه مورد اكرام واقع گردد و در آخرين منزل نيكو مشايعت شود . مرگ نزديكترين چيزها به فرزند آدم است ليكن او آن را دورترين مىپندارد . چقدر انسان نسبت به نفس خود گستاخ است ، و چقدر از حيث خلقت ضعيف مىباشد ! در مرگ نجات مخلصان و هلاك مجرمان است به همين سبب كسى كه مشتاق مرگ است بدان اشتياق مىورزد و كسى كه آن را ناخوش مىشمارد از آن كراهت دارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « كسى كه دوستدار لقاى خداوند است خداوند نيز لقاى او را دوست مىدارد ، و آن كه لقاى خداوند را خوش ندارد خداوند نيز لقاى او را كراهت دارد . » غزّالى مىگويد : ربيع بن خثيم در خانه‌اش قبرى كنده بود و هر روز چند بار در آن

--> ( 1 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 259 ، شماره 30 . ( 2 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 257 ، شماره 29 . ( 3 ) همان مأخذ ، باب 83 .